یاد تو
بی تو .....
اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو
زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب
می تواند نفس بکشد؟؟؟
مگر می شود هوا را از
زندگیم برداری و من
زنده بمانم؟؟؟
بگو معنی تمرین چیست؟؟؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟
بریدن از خودم را؟؟؟

این روزها دلم می خواد دیگه بهت فکر نکنم ..... اما نمیشه .... راحت من و از زندگیت جدا کردی خیلی راحت تر از اونی که فکرش و می کردم اما من هنوز هم می ترسم .... می ترسم که کس دیگه ای رو جایگزینت کنم .... می شه یه خواهشی ازت بکنم ؟! از زندگیم برو ............. خواهش می کنم برو و بزار منم زندگی کنم ............................... خستم ....
دیشت شب آرزوها بود .... کلی واسه خودت و زندگیت و آیندت دعا کردم ..........
کنم هرشب دعایی تا کنم مهرت ز دل بیرون ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد
باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم !می شود!
آرام تلقین می کنم
حالم ،نه،اصلا خوب نیست
تا بعد،بهتر می شود
فکری برای این دل آرام غمگین می کنم
من میپذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین
خود را برای درک این ،صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست!
این جمله را با تلخی اش ،صد بار تمرین می کنم....

ماه آشنايي ها ، ماه فراق ها
و من مانده ام و حكمت خداوند
و من مانده ام و حسم به تو كه بعضي ها چه ساده بچه گانه تعريفش كردند و به من گفتند ساده اي
من مانده ام و خاطراتت
و من مانده ام و كابوسهاي شبانه
من مانده ام و اشكهاي رو گونه
من مانده ام و قلبي پر از درد
بر از احساسات تكه تكه شده
عشق
دوست داشتن
چي ؟؟؟
ميدوني با من چيكار كردي
ميدوني چه ساده بهم خنديدند
ميدوني چه ساده محكوم شدم
نه تو اينارو نميدوني
نمي دونی چون هنوز به اون مرحله نرسيدي
كه ببيني غير خودت هم كسي هست
كسي كه بهت دل بسته
كسي كه چه ساده ارزوهاش رو ، تو تو خلاصه كرده
كسي كه چه ساده از خدا خواست كه تو رو بهش بده
كسي كه چه ساده بود و خود نمي دانست چه خبرهاست اون ور
كسي كه چه ساده دل نگرانت بود
و كسي كه همه داراييش رو به پاي تو ريخت و تو چنان رو همه چي پا گذاشتي كه ديگر ناي برخواستن
ندارد
كاش همه كابوسي بيش نبود
كاش مي مردم و اين روزها رو نميديم
ساد ه باورت كردم و پاك
اما تو چه زيركانه عمل كردي
همه جواب احساست را دادي هم عقلت را
و باز من مانده ام و خداي مهربانم
من مانده ام و گريه هاي شبانه ام
و من مانده ام و قلبي و روحي تيكه و پاره
من مانده ام و دلم
و تو مي روي
به سوي زندگي ديگر
خوش باش گل من .....
![]()
سلام عشق من ....
سلام جوادم ... امروز روز ماست ... 11 آذر ، یادته .... اون روز و هیچ وقت فراموش نمی کنم .... واسه اولین باری که بهم زنگ زدی و 2 ساعت تمام با هم حرف زدیم .... چقدر احساس خوبی داشتم .... اون روز بارون بی مهابا می بارید و هوا بی نهایت سرد بود اما من با یاد تو گرمِ گرم بودم . کاش پیشم بودی تا این روز و از ته دل بهت تبریک بگم ، کاش صدامو می شنیدی ، اما نه تنها صدامو نمی شنوی که هیچ ، حتی به یاد این روز هم نیستی . اشکالی نداره گل مهدیس .... مهدیس همینجوری هم دوست داره ... اون با یاد تو هم سرخوشه .
هنوز بعد تو هیچ کس جات و تو دلم نگرفت .... شایدم هیچ وقت کسی نتونه که جای جوادم و بگیره ... چقدر دلم واسه اون دستای گرمت تنگه ........................................
الهی که همیشه شاد و خوشبخت باشی .... الهی که هیچ وقت غم و تو چشات نبینم عشقم .....
بازم سالگرد آشناییمون و بهت تبریک می گم و از همین راه دور دستای مهربونت و می بوسم ......
در وجودم دلتنگی زبانه می کشد وقتی که روزهای خوب بودنت را به یاد می آورم !
چه زیباست عطر حضورت در جاده زندگی ام .
دفتر شعرم را همیشه با وجود تو گشوده ام و شعرهایم را برایت خوانده ام .
پس از تو تمام آرزوهایم در آتش دلتنگی ات سوخت .
صدای زنگ ساعت
خیال حلقه بازوانت را برهم میزند
چشم در تنهایی باز میکنم
و چشمهایم را در حسرت دیدنت
چندباره برهم میفشارم
عطرت در اتاق من پیچیده
نفسهای بریدهام اما
جز تکرار نبودنت چیزی نصیبم نمیکنند
با انگشتهای خیس در هوا مینویسم
دلتنگم... دلتنگم...

| Design By : Pichak |

